۱۳۹۰ شهریور ۲۴, پنجشنبه

مسببین فاجعه خشکاندن دریاچه اورمیه - ماشااله رزمی

اورمو ایشچیلری :
• خشکاندن دریاچه اورمیه از سیاستهای غیرانسانی جمهوری اسلامی است و همه طرفداران حقوق بشر و طرفداران محیط زیست اگر واقعا معتقد به دموکراسی و زندگی بهتر و صلح و امنیت برای انسانها هستند نباید دراین مساله بی طرف و بی تفاوت باشند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۲٣ شهريور ۱٣۹۰ -  ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۱

 روز ۲۵ مرداد امسال هنگامیکه وکلای ذوب شده در ولایت فقیه طرح دوفوریتی آبرسانی به دریاچه اورمیه را رد کردند هرگز فکر نمی کردند که با خشم و نفرت چهارده میلیون نفر از ساکنان استان های شمال غرب کشور مواجه خواهند شد و مردم فریاد خواهند زد که «مجلس به قتل در یاچه اورمیه فرمان میدهد» و اکنون که با اعتراضات انبوه مردم فاجعه محیط زیستی خشک شدن دریاچه اورمیه بین المللی شده است یکصد و بیست نفر از نمایندگان سابق و فعلی و استانداران و مدیران مناطق شمالغرب با ارسال نامه سرگشاده به رئیس مجلس شورای اسلامی سعی در همدردی با مردم و آرام کردن آنها را دارند، بدون اینکه به ضعف مدیریت و غلط بودن سیاستهایشان درسی و دو سال گذشته اشاره بکنند، برعکس بعضی هایشان بمدیریت فاجعه بار خود افتخار می کنند. آقای جمشید انصاری نماینده فعلی مجلس از زنجان یکی از آنهاست که در مراسم
افطار در مقابل اعتراض مردم که می گفتند شما در گذشته استاندار آذربایجان غربی بودید و تعدادی از سدها که عامل اصلی خشگ شدن دریاچه هستند در دوره استانداری شما احداث شده اند، با تفاخر گفته است که «من عرضه داشتم سد ساختم» .

هم اکنون تظاهرات درتمام شهرهای بزرگ آذربایجان در اعتراض به سیاستهای ویرانگر دولت ادامه دارد و بصورت هفتگی و گسترده تکرار می شود و طی سه هفته گذشته صدها نفر در شهرهای اورمیه، تبریز، اردبیل، قوشاچای (میاندوآب)، زنجان و ...دستگیر و زندانی شده اند و تنها کار دولت اعزام هرچه بیشتر نیروی سرکوب به آذربایجان بوده است. با خشگ شدن دریاچه اورمیه بین هشت تا ده میلیارد متر مکعب نمک و املاح فلزات سنگین بر جای می ماند که با یک طوفان نمک منطقه به شوره زار تبدیل خواهد شد. هم اکنون دریاچه در بعضی مناطق شانزده کیلومتر پس رفت دارد و کلیه تاسیسات توریستی و آبادی های ساحلی بلااستفاده شده اند. دامداری، زراعت، باغداری، هتلداری، کشتی رانی و بهره برداری از آرتمیا (میگوی آب شور) که قیمت جهانی اش اکنون به کیلوئی دویست دولار رسیده است غیرممکن شده است. گفتنی است که اگر درست از آرتمیای اورمیه بهره برداری می شد سالیانه می توانست بیش از چهار میلیارد دولار ارز وارد کشور کند که چندین برابر در آمد کشاورزی و باغداری در منطقه می باشد .

بعد از پایان جنگ ایران و عراق و دردوره ای که نامش را دوران سازندگی گذاشتند علی اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت می گفت که برای خودکفائی کشاورزی باید برروی تمام رودخانه ها سد زده شود. این تصمیم استراتژیک بدون درنظرگرفتن عواقب ویرانگر آن وسیله عوامفریبی و منبع درآمدهای نجومی برای رانت خواران شد. بودجه عمومی را برای احداث سد بین نهادهای اسلامی و نزدیکان سران حکومت تقسیم کردند و وقتی سد ساخته شد هم آب آنرا به کشاورزان و مردم فروختند وهم زمینهای زیر سد را به پول نقد تبدیل کردند. بجای ایجاد صنعت و ایجاد اشتغال مدرن مراتع را به زمینهای زراعی تبدیل کردند و در استان آذربایجان غربی مساحت زیر کشت را دو برابر نمودند و سه میلیارد مترمکعب حق آبه دریاچه را به کشت چغندر و ایجاد باغ و ویلا اختصاص دادند. تنها چیزی که در این نوع اقتصاد اسلامی درنظر گرفته نشده بود محاسبه هزینه و سود حاصل از آن بود حتی اگر در این مزارع گندم می کاشتند فاجعه چنین عظیم نمی شد. مزرعه گندم با سه بار آبیاری به برداشت می رسد در حالیکه مزرعه چغندر هر هفته باید آبیاری شود یعنی مصرف آب مزرعه چغندر هشت برابر مزرعه گندم است. باین ترتیب قریب پانصد لیتر آب آشامیدنی برای تولید پنجاه گرم قند از چغندر مصرف می شود. در این اقتصاد اگر برای کشور خودکفائی ایجاد نمی شود درعوض برای نهادهای وابسته به حکومت و رانت خواران ثروت های هنگفت ببار می آید.

از سه سال پیش فعالین ملی آذربایجان با اعتراضات مسالمت آمیز از جمله با ریختن آب به دریاچه به صورت سمبلیک و برگزاری تظاهرات مسالمت آمیز در روز طبیعت (سیزده بدر) کوشیدند مسئولین جمهوری اسلامی را متوجه نزدیک شدن فاجعه بکنند اما جواب حکومت به خواست مردم چیزی غیر از سرکوبی نبوده است. نگارنده این سطور در سال های اخیر با نوشتن مقالات متعدد و دهها گفتار تلوزیونی و رادیوئی کوشیده است خطر خشگ شدن دریاچه اورمیه را به کسانی که مصدر امور هستند گوشزد نماید اما نگاه امنیتی مسئولین جمهوری اسلامی به انسانی ترین خواسته های مردم منطقه باعث شده که مردم به این نتیجه برسند که حکومت عمدا میخواهد دریاچه را خشک کند تا آذربایجانی ها مجبور به مهاجرت بشوند و کانون مخالفت با حکوت مرکزی از بین برود. در تائید این باور مردم اخیرا چند نفر از کارشناسان به یکی از مقامات بلند پایه حکومت مراجعه کرده و خواهان رسیدگی به خواست مردم شده اند و وی آشکارا گفته است که خواستهای مردم آذربایجان برحق هستند ولی جمهوری اسلامی نمی تواند آنها را بپذیرد زیرا اگر امروز در مساله دریاچه عقب بنشینیم فردا مساله زبان مادری را پیش خواهند کشید و بدنبال آن خواسته های دیگر را و در نهایت کنترل از دست حکومت مرکزی خارج خواهد شد .

علت اصلی خشگ شدن دریاچه اورمیه ساخته شدن سی و پنج سد بر روی رودخانه هائی است که حیات دریاچه را تضمین می کردند. سال هاست که مضرات ایجاد سد در دنیا شناخته شده است و تنها احداث سد بر روی رودخانه هائی تجویز می شود که پی دریی طغیان می کنند و خسارات جانی و مالی بی حساب ببار می آورند و امروزه نهضت های مترقی دفاع از طبیعت وعلیه سدسازی در همه کشورهای پیشرفته وجود دارد .

دومین علت خشکاندن دریاچه اورمیه بعد از سد سازی های بی حساب، حفر چاه های عمیق بی حساب بوده است. هر مسئول محلی بدون توجه به بهم خوردن اکوسیستم تحت عنوان بالا بردن سطح زیر کشت، اجازه حفر چاه عمیق داده است و در حال حاضر بجای شش یا هفت متر گذشته چاه ها در یکصد و بیست متری به آب می رسد. هزاران چاه عمیق در حوزه آبخیز دریاچه اورمیه با مجوز و بی مجوز احداث شده و تمام آبهای سفره های زیر زمینی را خالی کرده است. سابقا بخشی از آب دریا از طریق چشمه های زیردریائی تامین می شد، اکنون نه تنها این چشمه ها آب به دریا نمی آورند بلکه آب شور دریا از طریق همین مجاری به چاه ها می رود و چاه ها را شور می کند و روستائیانی که از این آبها برای مزارع خود استفاده می کنند با دست خود زمین های خود را به شوره زار تبدیل می کنند. چاه های کم عمق و نیمه عمیق و چشمه ها و قنات ها خشگ شده اند و در جنوب شرقی دریاچه باغات و مزارع بیش از چهل روستا از بین رفته و بسیاری از مردم مجبور به مهاجرت شده اند .

در حال حاضر عاجل ترین کار باز کردن سدها و آزاد کردن آبهای پشت سد برای نجات دریاچه از خشگ شدن کامل است. آوردن اب از رودخانه های دیگر می تواند برنامه درازمدت باشد و شاید هم احتیاجی به ان نباشد زیرا دریاچه اورمیه خود منبع تغذیه دارد و طی هزاران سال شاداب مانده است و از این به بعد هم می تواند زنده بماند. دولت جمهوری اسلامی در سال گذشته هشتاد و هشت میلیارد دولار درآمد نفتی داشته است و اگر یک دهم پولی را که صرف حمایت نگهداری رژیم محکوم به نابودی بشار اسد در سوریه می کند صرف کمک به روستائیان خسارت دیده بکند دریا نجات پیدا خواهد کرد و در سال های آینده با تغییر سیستم آبیاری از غرقابی فعلی به آبیاری بارانی و قطره ای هشتاد درصد در مصرف اب صرفی جوئی می شود و ضمن احیاء دریاچه تولیدات کشاورزی نیز بهتر وبیشتر از حالا می گردد به شرطی که کاردست افراد کاردان باشد.

دولت ومسئولین و مدیران دولتی که درایجاد این فاجعه زیست محیطی با سیاست های غلط وضد ملی مقصرهستند در تبلیغات روزمره خود علت خشگ شدن دریاچه اورمیه را ناشی از تغییرات جوی و خشکسالی معرفی می کنند و این چیزی نیست جزعوامفریبی ریاکارانه زیرا درسال جاری بارندگی خوب بوده وخشکسالی نبوده است. از طرف دیگر درست در یکصد و پنجاه کیلومتری دریاچه اورمیه دریاچه وان ترکیه وجود دارد که در همین شرایط اقلیمی قرار گرفته و در حال حاضر سطح آب آن پائین نیامده و حالت طبیعی خود را دارد. اگر شرایط اقلیمی علت بود می بایست دریاچه وان نیز خشگ می شد. همچنین دریاچه آرال در آسیای مرکزی که هنگام انحلال اتحاد شوروی خشگ شده بود طی پنج سال گذشته با دخالت سازمان ملل متحد نیمه شمالی آن احیاء شده و زندگی به منطقه آرال بازگشته است .

با توجه به عناد حکومت در رد خواسته های بحق مردم آذربایجان و نظر باینکه مسئولین جمهوری اسلامی بجای مدیریت کشور ادعای مدیریت جهان را دارند و تمام فکر و ذکرشان دعواهای جناحی خودشان است وهمچنین زندگی و آینده منطقه با خشگ شدن دریاچه اورمیه بخطر می افتد لذا برای مردم آذربایجان راهی جز ادامه اعتراض و توسل به مراجع بین المللی برای تحت فشارگذاشتن جمهوری اسلامی باقی نمانده است. خشکاندن دریاچه اورمیه از سیاستهای غیرانسانی جمهوری اسلامی است و همه طرفداران حقوق بشر و طرفداران محیط زیست اگر واقعا معتقد به دموکراسی و زندگی بهتر و صلح و امنیت برای انسانها هستند نباید دراین مساله بی طرف و بی تفاوت باشند. اگر امروز به خواست دموکراتیک و مدنی آذربایجانی ها توجه نشود امکان رادیکال شدن اعتراضات و بخشونت کشیده شدن مبارزات کاملا قابل پیش بینی است و آنگاه همه مسئول هستند.

ماشااله رزمی ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۱ - پاریس

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر